تبليغاتX
چشم مست
حکايت جالبيست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمي کنند

 

دوستت دارم خدا جون 

 

از خداوند خواستم تا غرور را از من بگيرد.

گفت:« نه! بازگرفتن غرور کار من نيست..بلکه اين تويی که بايد آن را ترک کنی.»


گفتم پس کودکان و انسانهای معلول را شفا ببخش.

 گفت:« نه! روح کامل است و جسم زودگذر..مهم روح آنهاست برايم.»


خدايا به من شکيبايی عطا فرما.

گفت:« نه! شکيبايی دستاورد رنج است..به کسی عطا نميشود.آن را بايد بدست آورد.»


پس به من سعادت ببخش ای بخشنده بزرگ.

گفت:« نه! بازهم نه!خود بايد متعالی شوی..اما تورا ياری ميدهم تا به ثمر بنشينی.»

 

پ . ن : چقدر بلاگفا تغییر کرده .. وقتی وارد شدم فکر کردم اشتباه اومدم !

عید گذشته به همه مبارک و نماز روزه هاتون قبول.


+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مهر1386ساعت 12:11 بعد از ظهر  توسط <- شهرزاد->  |