تبليغاتX
چشم مست
حکايت جالبيست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمي کنند

خداوندا،اگر داشتن اسیر داشـــتنم می کند ندارم کن.

خداوندا،اگر کاشتن اسیر چیدنم مـــــــــی کند بی کارم کن.

خداوندا،اگر اندیشه خیانت به یاران بر سرم افتاد بر سر دارم کن.
خداوندا،اگر یک لحظه به غفلتی در افتادم پیش از سقوط هوشیارم کن.

 

سلام سلام صــــــــدتا سلام

سال نو همــــــــــــــــــــــــــگي مبارك

 

ـ از همه دوستاي گلم كه هميشه نسبت به من لطف دارن تشكر مي كنم، مخصوصا ايراني و كلماتي از يك كوهنورد عزيز كه خيلي لطف كردن و در جمع بندي آخر سالشون منو قابل دونستن و شرمنده كردن.

ـ نمي دونم اين بلاگفا چه بلايي سرش اومده كه تمام پست هاي قبلي منو با خودش برداشته برده، خجالتم نمي كشه ...الانم من شديدا در حالت عصباني به سر مي برم. 

ـ بابا چرا ميزنين؟ خوب خودتون كه بهتر از من مي دونين، ايام عيد تلفن ها همه مشغوله و نميشه كانكت شد ( اين يكي رو دروغ گفتم چون اصلا هيچ ربطي به ماجرا نداشت ) شرمندم كه نتونستم زودتر بيام و سال جديد رو تبريك بگم آخه تا كنكور 2 ماه ديگه بيشتر فرصت ندارم دلم نمي خواد نتيجه اين يكي مشابه قبلي ها بشه ( حالا كي تو اين شرايط منو درك مي كنه؟ ) 

ـ اين يكي يك پيام خصوصي براي فرشته جون، لطفا بقيه نخونن ( هنوز كه داري مي خوني،اي بابا خوبه كه گفتم خصوصيه  ) : فرشته جون من حالم كاملا خوبه و هيچ مشكلي ندارم اگه كمتر ميام نت واسه اينه كه كتابا و كنكورها اصلا وقت آزاد نميدن دلم مي خواد نتيجه اين يكي با بقيه كاملا متفاوت باشه به قول ندا جون: تو سعي خودتو بكن و به نتيجه كار نداشته باش. پس منم سعيم رو مي كنم كه حداقل پيش خودم خجالت زده نباشم. ممنونم ازت كه به ياد من هستي و جوياي احوالات. 

ـ چند وقت پيش،ايراني عزيز تو يكي از پست هاش نوشته بود؛كاش به جاي 24 ساعت،25 ساعت داشتم. اون موقع به اين حرفش خنديدم ولي حالا ميگم : كاشكي بيشتر از 25 ساعت  وقت داشتم. 

ـتا اطلاع ثانوي، ورود به دنياي مجازي تعطيله ديگه .( اين دروغ 13 بود من ميام شما هم بياين) 

ـ اينم آخرين جمله تقديم به شما ( حالا مي تونين يه نفس راحت بكشيد ):

 

ادما مثله يک کتاب ميمونند که تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذابند پس سعي کن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني تا زود تموم بشي براي اينکه وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن سره يه کتاب ديگه. 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 10:32 قبل از ظهر  توسط <- شهرزاد->  |