يه ســـــــلام مخصوص به همه دوستاي گـلــم ![]()
اين حكايتي كه اين جا نوشتم خيلي باحاله (ببخشید
كلمه مناسب پيدا نشد
، اصطلاح عاميانه به كار بردم
) يعني نكته اخلاقي جالبي داره
حالا بخونين بعدا ً نظرتون رو بگين :
حسن انظاكي مردي حكيم بود . روزي تعريف كرد : شبي سي ، چهل نفر از دوستان من در جايي جمع شده بودند آنها قرص ناني داشتند و آن را وسط سفره گذاشتند . بعد چراغ را خاموش كردند . خانه تاريك شد . آنها اين كار را كردند تا آگر كسي خواست بيشتر بخورد ، از ديگران خجالت نكشد . وقتي كه چراغ را روشن كردند نان هنوز دست نخورده در وسط سفره باقي مانده بود و همه گرسنه مانده بودند . آن هنگام بود كه دريافتم هر كس سهم خود را به ديگري بخشيده است .
ديگه نتيجه اخلاقي اين كار رو خودتون بحث كنيد و به نتيجه برسيد .








