تبليغاتX
چشم مست
حکايت جالبيست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمي کنند

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد.

بيدارباش،

 من با سبدي پراز بوسه مي آيم

 و آن را قبل از چيدن ستاره هاي قلبت،

روي گونه هايت مي كارم.

 تا بداني اي خوبم

دوســـــــــــتت دارم.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 مهر1385ساعت 3:56 قبل از ظهر  توسط <- شهرزاد->  | 
 

عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود 

 

 

خدا به شيطان گفت : ليلي را سجده كن .

 شيطان غرور داشت ، سجده نكرد . گفت من از آتشم و ليلي گِل است .

 خدا گفت : سجده كن ، زيرا من چنين مي خواهم . من چيزي مي دانم كه تو نمي داني .

شيطان سجده نكرد سركشي كرد و رانده شد و كينه ليلي را به دل گرفت .شيطان قسم خورد كه ليلي را بي آبرو كند و تا واپسين روز حيات فرصت خواست .

خدا مهلتش داد ، اما گفت : نمي تواني ، هرگز نمي تواني . ليلي دردانه من است ، قلبش چراغ من است و دستش در دست من . گمراهي اش را نمي تواني حتي تا واپسين روز حيات .....

 

شيطان مي داند ليلي همان است كه از فرشته ها بالاتر مي رود ، و مي كوشد بال ليلي را زخمي كند .......

عمريست كه شيطان گرداگرد ليلي مي گردد ، دست هايش پر از حقارت و وسوسه است . او بدنامي ليلي را مي خواهد ، بهانه بودنش تنها همين ست .

مي خواهد قصه ليلي به بيراهه كشد . نام ليلي رنج شيطان است . شيطان از شيوع ليلي مي ترسد . ليلي عشق است و شيطان از عشق مي ترسد.

 


+ نوشته شده در  شنبه 1 مهر1385ساعت 4:9 قبل از ظهر  توسط <- شهرزاد->  |